گریه بدون خون جگر عارفانه نیست بی خون دل متاع کسی عا شقانه نیست
هر که مرا ز گریه خون منع می کند نا محرم است، توصیه اش مشفقانه نیست
یارم اگر صباح و مصاح گریه می کند اشکش زخون سرخ گلو بی نشانه نیست
آتشفشان سینه پر از داغ کربلاست حال و هوای شعله بدو ن ز با نه نیست
من بی غم محرم تو جان نمی دهم مردن بد و ن کرببلا جا و د ا نه نیست
کی خاک راه آن سر بر نیزه می شوم این آر ز و ز د لبر من مخفیانه نیست
بی سر زنان عزای تو معنا نمی شود این خود زنی تلافی یک تازیا نه نیست
لطمه ز درد اهل حرم می زنم به خود این جان من که بهتر از آن نازدانه نیست
زخم رخم به زخم رخت برده یا حسین عاشق زدرد دلبر خود بی نشا نه نیست
محشر مرا شبیه تو محشور می کنند ور نه شعار دادن من خا لصا نه نیست
با سر مرا به محضر تو ره نمی دهند خلوتگه حضور که جا ی بها نه نیست
تاريخ: دوشنبه پنجم دی 1390
امـــیر عباس
23:37

